کلام حضرت امام

iranemoaser.com

روزشمار انقلاب اسلامی

iranemoaser.com

مسئله فلسطین

iranemoaser.com

چاپ
شناسه خبر : 531
94/3/19 - 09:13 - 2015-6-9 09:13:08

فریادگران 17 خرداد 54

مبارزان روحاني و محصلان علوم اسلامي در خرداد ماه 1354 در مدرسه فيضيه به سوگ شهيدان 15 خرداد 42 نشستند
طلاب و روحانياني كه در روز 15 خرداد 1354 به تظاهرات دست زدند ازموضع ضد سلطنتي امام و پافشاري او روي برپايي حكومت اسلامي الهام گرفته و با روحيه انقلابي و ضدشاهي به خروش و خيزش برخاستند .با هدف مبارزه با رژيم شاه در راستاي برپايي حكومت اسلامي در عصر روز پنج شنبه 15 خرداد 54 در مدرسه فيضيه به تظاهرات دست زدند، به ياد شهيدان آن روز تاريخي به سوگ نشستند و اعلام عزا كردند. در اين مراسم تني چند از روحانيان پيرامون كشتار 15 خرداد و پايداري حماسي مردم و پشتيباني بي دريغ آنان از مقام ولايت و مرجعيت سخن گفتند، به دنبال آن تظاهرات آغاز شد. طلاب مبارز در پشتيباني از امام و شهيدان و ضد شاه و حاكمان طاغوتي شعارهايي سر دادند. برخي از شعارها چنين بود:
خميني، خميني خدا نگهدار تو بميرد                  بميرد دشمن خونخوار تو
خميني بت شكن اسلام تو را مي خواهد              مرجع دور از وطن ملت تو را مي خواهد
درود بر خميني بت شكن لعنت بر اين يزيد قانون شكن
مرگ بر شاه مزدور
مرگ بر شاه قاتل
درود بر شهيدان
درود بر خميني
درود بر سعيدي
ملت ما بيدار است                                        از پهلوي بيزار است.
تظاهركنندگان كوشيدند كه از فيضيه بيرون روند و تظاهرات را به خيابان هاي قم بكشانند ليكن يورش نيروهاي انتظامي كه از پيش آماده شده بودند، تظاهركنندگان را از پيشروي بازداشت. در اين تظاهرات چند تن از طلاب دستگير شدند. 
پس از پايان نماز مغرب و عشا در مدرسه فيضيه به امامت آيت الله اراكي در شب جمعه16 خرداد طلاب مبارز بار ديگر با شعارهاي انقلابي كه در بالا آورده شد به تظاهرات دست زدند. شمار تظاهركنندگان كه بيش از پانصد نفر برآورد مي شد به سمت ميدان آستانه حركت كردند ليكن آنگاه كه وارد ميدان شدند، بار ديگر مورد يورش پليس ضدشورش كه به ماسك، باتون، كپسو ل هاي گاز اشك آور، سرنيزه و ديگر سلاح هاي گرم و سرد مجهز بودند، قرار گرفتند. 
روحانیان و طلاب که از تظاهرات خیابانی باز داشته شده بودند بر آن شدند با بلندگو و از راه بام فيضيه و دو پنجره اي كه از مدرسه به ميدان آستانه باز مي شد صداي خود را به گوش مردم قم و هزاران تن از زائراني كه در شب جمعه در قم به سر مي بردند برسانند و تظاهرات را اوج بخشند. شماري از طلاب با گردهمايي در بام فيضيه شعارهايي انقلابي و ضدشاهي سر دادند. شعارهاي مرگ بر شاه قاتل، مرگ بر شاه مزدور، ملت ايران بيدار است،از پهلوي بيزار است و... براي مردم و زائراني كه از ميدان آستانه و خيابان هاي پيرامون فيضيه گذر مي كردند، گيرايي ويژه اي داشت. 
نيروي پليس با شليك چند گلوله گاز اشك آور به سمت تظاهركنندگان در بام و صحن فيضيه تلاش كرد كه آنان را از شعارهاي رعدآسا باز دارد و به تظاهرات آنان پايان دهد ليكن طلاب با بهره گيري از آب حوض فيضيه و روشن كردن آتش آثار گاز را خنثي كردند و با شعار ضد شاه، تظاهرات را پي گرفتند. اين برنامه تا نيمه شب 16 خرداد ادامه يافت.
در ظهر روز 16 خرداد بار ديگر شعارهاي انقلابي از بلندگوي فيضيه در آسمان قم طنين افكند...
مردم قم، رهگذران و زائران را به گردهمايي در پيرامون فيضيه كشاند. نيروهاي شهرباني و ساواك از گردهمايي هاي مردم نگران شده بودند، به ويژه اينكه مي ديدند مردم با شعار صلوات با تظاهركنندگان همراهي مي كنند، از اين رو، از هر سو به مردم يورش بردند و كوشيدند آنان را پراكنده كنند. يكي از روحانيان مبارز از بام فيضيه با بلندگو خطاب به مردم سخناني ايراد كرد و آنان را به ياري طلبيد. مأموران رژيم شاه كه از اين مددخواهي فريادگران فيضيه و آمادگي مردم براي همراهي و همصدايي با آنان بيمناك بودند، برق مدرسه فيضيه را قطع كردند تا صداي حق طلبانه روحانيان را خاموش كنند و توده هاي مسلمان را در تاريكي و ناآگاهي نگاه دارند.
به دنبال قطع برق فيضيه بسان شيوة يزيديان با حسين) ع ( و ياران او در كربلا،آب مدرسه را نيز قطع كردند. فيضيه در تاريكي فرو رفت ليكن فروغ ايمان روحانيان پاكباخته و به پا خاسته، نور و روشنايي ويژه اي به آن صحنه بخشيده بود. نزديك چهارصد نفر از طلاب و روحانيان در خاموشي، بي آبي و بي غذايي سرسختانه مقاومت مي كردند، با شعارهاي حماسي و انقلابي لرزه بر اندام كاخ نشينان مي انداختند و با شهامت و شكيبايي راه عاشوراييان را دنبال مي كردند.
مأموران شهرباني، ساواك و ژاندارمري قم كه در برابر ايستادگي، پايداري وتسليم ناپذيري تظاهركنندگان به ستوه آمده و خود را ناتوان مي ديدند، از تهران مدد خواستند؛ از اين رو، در روز 17 خرداد صدها كماندو و چترباز از گارد شاه همراه با چند دستگاه بالگرد وارد قم شدند و پيرامون فيضيه پابرجا ايستادند.
پيش از حمله كماندوها بالگردي بالاي فيضيه به پرواز درآمد و علاوه بر گرفتن عكس هايي از صحنه، شمار طلابي را كه در صحن مدرسه و بالاي بام به تظاهرات سرگرم بودند برآورد كرد. آنگاه رييس شهرباني قم  سرهنگ شهرستاني  خطاب به طلاب اعلام کرد: »طلاب محترم مدرسه فيضيه! مسببين دستگير مي شوند و بقيه بايد داخل اتاق ها بمانند و البته هيچ آسيبي نخواهند ديد»
نيروهاي انتظامي و نظامي، شعاع وسيعي از دور و بر فيضيه را در محاصره قرار دادند،از رفت و آمد مردم پيشگيري كردند تا جنايت هاي خونين دژخيمان از ديد مردم پوشيده بماند و رهگذران به ياري طلاب برنخيزند. كماندوها و ديگر مأموران، همانند ارتشي كه درجبهه جنگ روياروي دشمن قرار گرفته است، آرايش نظامي يافتند و به دو دسته پخش شدند: دسته اي از سمت شرق و دسته دوم از سمت جنوبي با شعار جاويدشاه به فيضيه هجوم بردند. در ساعت 16:30 حمله آغاز شد طلابي كه در بالاي بام به مراقبت و مقاومت ايستاده بودند با زد و خوردي كوتاه به صحن فيضيه پرتاب شدند. در درون فيضيه نيز جنگ تن به تن آغاز شد. مبارزان روحاني هنگام يورش كماندوها با شعار الله اكبر، الله اكبر كه به شكل دسته جمعي سر مي دادند، مردم و رهگذران كنار فيضيه را به جنايت هايي كه در دست انجام بود، آگاه كردند. طلاب جوان، حتي نوجواناني كه بيش از ده دوازده سال از عمرشان نگذشته بود در برابر كماندوها تا واپسين نفس پايداري مي ورزيدند. به رغم درندگي ها، خشونت ها و وحشي گري هاي بي حد و مرز كماندوها، صداي عجز، لابه، گريه، ناله و درخواست هرگز به گوش نرسيد. شماري از طلاب با سر، دست و كمر شكسته و بدن هاي خون آلود، نقش زمين شدند. كماندوها برخي از طلاب دست و پا شكسته وخونين را به حوض مدرسه مي انداختند به گونه اي كه آب حوض به رنگ ارغواني درآمده بود.
كماندوهاي شاه پس از سركوب طلاب كه در بام و صحن مدرسه بودند، به حجره ها يورش بردند، در و پنجره ها را شكستند، قرآ ن   و كتاب هاي ديني و علمي را پاره و لگدمال كردند و طلابي را كه به درون حجره ها پناه برده بودند بيرون كشيدند و به شديدترين شيوه زير مشت و لگد گرفتند. مأموران ساواك، شهرباني و ژاندارمري قم نيز همراه كماندوها انجام وظيفه! كردند و از زدن طلاب و غارت حجره ها و پاره كردن كتاب ها دریغ نورزیدند. برخي از طلاب به دنبال ضربه هايي كه به سرشان وارد آمد، آسيب هاي جبران ناپذيري ديدند، به ضعف بينايي و سردردهاي مزمن دچار شدند، برخي از جانب كمر، پا و زانو آسيب هاي سختي ديدند و ناتوان شدند.
برنامه كشت و كشتار، ويرانگري و غارتگري، بيش از يك ساعت به درازا كشيد. مدرسه هاي فيضيه و دارالشفا به ويرانه اي جغدنشين بدل شد، نيروهاي سركوبگر، طلاب زخمي، بيهوش و نيمه جان را كه از سر و صورتشان خون مي ريخت از در شمالي فيضيه كه به دارالشفا راه دارد، بيرون برده در كاميون ها و ديگر ماشين هاي شهرباني و ژاندارمري ريختند و به سمت شهرباني قم بردند.
طلاب مبارز و اسير در همان حال كه زير مشت، لگد و ضربه هاي باتون قرار داشتند جز الله اكبر لااله الا الله، ان تنصروا الله ينصركم سخني بر زبان نياوردند و ضعفي نشان ندادند. در شهرباني نيز اسيران را هنگام پايين آوردن از ماشين مورد ضرب و اهانت قرار دادند، با مشت، لگد و فحش از آنان استقبال كردند و به زندان شهرباني گسيل داشتند. در زندان در همان ساعات نخستين چند تن از زخمي ها به حال جان دادن افتاده بودند، طلاب از مأموران خواستند به آنان كه حال وخيمي داشتند، رسيدگي كنند. مأموران دست و پاي آنان را گرفته از زندان بيرون بردند، ديگر كسي آنان را نديد و از آنان خبر نيافت.
در بعد از ظهر روز 18 خرداد دستگيرشدگان را با چند دستگاه اتوبوس به تهران حركت دادند. در هر اتوبوس دوازده تن از مأموران انتظامي و امنيتي مسلسل به دست گماشته شده بودند و به دستگيرشدگان رخصت جنبيدن نمي دادند. دستگيرشدگان را در كف اتوبوس نشانده بودند تا از بيرون ديد نداشته باشد، برخي از زخمي ها كه خون زيادي از آنها رفته بود، سخت تشنه بودند و آب مي خواستند، ليكن مأموران تا تهران به كسي آب ندادند. يكي از زخمي ها كه خون زيادي از او رفته بود به سبب شدت تشنگي با صدای بلند گفت: » من آب می خوام»سربازی که بالای سر او ایستاده بود خطاب به فرمانده خود گفت: جناب سروان! اين ميگه من آب مي خوام » :  فرمانده با يك لحن مخصوص پاسخ داد:«بهش بده! »سرباز با چماقي كه در دست داشت چنان بر سر او كوبيد كه انگار از هوش رفت.
از بامداد روز 19 خرداد، جابجايي دستگيرشدگان و گسيل آنان به درون زندان آغاز شد. هر 25 نفر تا 30 نفر را در يك اتاق جا دادند. پس از پايان جابجايي، بازجويي اوليه آغاز شد و تا نيمه هاي شب 20 خرداد ادامه يافت ليكن بازجويي هاي اصلي و توان فرسا از نيمه شب دوم آغاز شد كه زندانيان زخمي را با چشمان بسته از راهروهاي پرپيچ و خم گذراندند، به اتاق هاي شكنجه بردند و به ترتيب مورد بازجويي و شكنجه قرار دادند.
همزمان با خيزش طلاب و روحانيان در فيضيه، برخي از دانشجويان دانشگاه تهران نيز ياد شهيدان 15 خرداد 42 را گرامي داشتند و از آن روز بزرگ تجليل كردند، اين همصدايي دانشگاه و فيضيه رژيم شاه را سخت نگران، ناراحت و خشمگين كرد.
شاه در يك سخنراني، قيام 15 خرداد را مورد حمله و اهانت قرار داد و با حيرت از همصدايي دانشگاه و حوزه در گرامیداشت آن روز حماسي اظهار شگفتي كرد. شاه در اين سخنان خود كه نگراني و ناآرامي و خشم و كين از آن نمايان بود، چنين گفت:  پريروز يا يك روز پيشتر در محيط دانشگاهي ايران من جمله دانشگاه تهران، ما شعارهايي ديديم عجيب، يعني با همان عناصر بي وطن سرخ با مرتجعين سياه هر دو گفتند گرامي باد سالروز 15 خرداد. ملاحظه بكنيد  15: خرداد. معناي آن چه بود؟ يك دقيقه پيش گفتم چطور ممكن است يك ايراني آن روز سياه و كثيف را گرامي بدارد؟! اين از دهن مرتجع سياه و بي وطن سرخ درمي آيد. البته اين را ميل دارم مطالعه كنيد. گو اينكه يك چيز عجيبي نيست... ولي معلوم مي شود اين دو دسته در يك چيز با هم شريك هستند و آن در كجروي و بد سليقگي. اين را بدم نمي آيد اگر خانم ها و آقايان به خودشان زحمت مي دادند كه در اطراف اين موضوع يك قدري بررسي و غور كنند كه اصلاً يك كسي چطور از خودش خجالت نمي كشد كه بيايد و به اصطلاح ارتجاع سياهي را كه باعث بدبختي اين مملكت مي شد تجليل كند...
 

اضافه کردن دیدگاه جدید

نامه حضرت امام

iranemoaser.com

کتاب نهضت امام خمینی

iranemoaser.com

نقد کتاب

iranemoaser.com

گفتنی ها و دانستنی ها

گفتنی ها و دانستنی ها