خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
94/1/24 - 15:25 2015/4/13
شناسه خبر : 392

هاشمی رفسنجانی و خاطرات خلق‌الساعه (94/1/24)

آیا وجود صدام در عراق که در واقع حضور صهیونیست‌ها و آمریکا در منطقه بود، برای امام شیرین بود.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید حمید روحانی در مصاحبه با خبرنگار سایت بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی در خصوص اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی گفت:
آقای هاشمی به نام خاطرات تا آن پایه خلاف و ضد و نقیض گفته که مانند چوپان دروغگو شده است. امروز در میان ملت ایران کمتر کسی را می توان یافت که گفته ها و خاطرات آقای هاشمی را باور داشته باشد.
در خاطرات آقای هاشمی ضد و نقیض گویی و مطالب خلاف واقع فراوانی دیده می شود که اعتبار آن را به کلی مخدوش ساخته است. نکته دوم اینکه آقای هاشمی غالباً خاطرات خود را از زبان کسانی روایت می کند که چشم از جهان فروبسته اند و صحت و سقم آن را نمی توان به دست آورد، نکته سوم اینکه آقای هاشمی در فرصت ها خاطرات خلق الساعه می سازند که پیشترها از ایشان شنیده نشده است و این روش نه تنها خاطرات او را بی اعتبار می کند بلکه مایه خفت، مسخره و بی آبرویی خودش می شود. اساسا به نظر می رسد که آقای هاشمی رفسنجانی سخت دچار بحران روحی شده و به بیهوده گویی و نارواگویی روی آورده است. 
ادعای اینکه امام سه ماه پس از پذیرش قطعنامه گفتند جام زهر برای من شیرین شد جفای دیگری در حق امام است. امام پذیرش قطعنامه را از آن جهت جام زهر دانستند که نتوانستند دست صدام آن جنایتکار بالفطره را از سر منطقه و ملت مظلوم عراق کوتاه کند. آیا وجود صدام در عراق که در واقع حضور صهیونیست ها و آمریکا در منطقه بود، برای امام شیرین بود. آیا حاکمیت صدام بر عراق که آن کشور را به زندان مخوف تبدیل کرده بود می توانست برای امام شیرین باشد.
آقای هاشمی رفسنجانی در ادوار مختلف شکست های سختی خورده و هیچگاه نتوانسته است به خواسته ها و امیال خود دست یابد از این رو، ضربه سنگینی خورده و به بحران روحی دچار شده است.
آقای هاشمی آرزو داشت که پس از رحلت امام، نظام و انقلاب و ایران در حلقه قدرت و سیاست او بچرخد و نظریه های او به اجرا درآید اما شکست خورد.
آقای هاشمی انتظار داشت ادعای او را مبنی بر اینکه امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافقت کرده بودند، مردم باور کنند و زمینه برای سازش با آمریکا در ایران فراهم شود و او فرش قرمز برای آمریکایی ها در ایران پهن کند، لیکن شکست خورد.
آقای هاشمی رفسنجانی می خواست ایران در اردوگاه غرب و دولتهای مرتجع منطقه قرار بگیرد و ایران در کنار رژیم خونخوار و ننگ باری مانند رژیم کودک کش و ضد اسلامی سعودی بایستد و با دولتهای آزادیخواه و سازمانهای آزادی بخش منطقه قطع رابطه کند لیکن شکست خورد.
آقای هاشمی بر آن بود که نورچشمی ها، نوچه ها و بله قربان گوها را در ایران به قدرت برساند و حکومتی هزار فامیلی حاکم کند لیکن با شکست مواجه شد.
آقای هاشمی امید داشت با آن نامه بی ادبانه ای که به مقام معظم رهبری نوشت، و با آن فتنه 88 را کلید زد، رهبری را به چالش بکشد و به ایشان بنمایاند که بدون هاشمی نمی تواند کشور را اداره کند، اما شکست سختی خورد و در میان ملت بی آبرو شد.
آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری از رقیبی که او را به حساب نمی آورد شکست خورد و طعم تلخ شکست او را کلافه کرد
آقای هاشمی در انتخابات مجلس شورای اسلامی نفر سی و چندم شد و طعم تلخ شکست را چشید.
آقای هاشمی بر این باور بود که با کمک بیت امام و افراد منصوب به امام می تواند برای خود در میان ملت آبرو و اعتبار کسب کند و به اصطلاح آب رفته را به جوی باز آورد لیکن نه تنها چنین نشد بلکه هر کدام از کسانی که به او نزدیک شدند و سرنوشت خود را با او گره زدند در میان مردم بی آبرو و بی اعتبار شدند و مورد نفرت عموم قرار گرفتند.
آقای هاشمی را گمان این بود که آقازاده های او چون برای او عزیزند و نورچشمی اند حتماً برای ملت ایران نیز عزیز خواهند بود اما وقتی می بیند که امروز فرزند دلبندش به اتهام خیانت و گرفتن رشوه های چندین میلیون دلاری از شرکت های نفتی بیگانه و در واقع به جرم وطن فروشی تحت تعقیب است سخت کلافه و آشفته است و دچار بحران روحی شده است.
آقای هاشمی دریافته است که دیگر در میان ملت انقلابی ایران جایگاه و پایگاهی ندارد از این رو تلاش می کند با یک سلسله موضع گیری های به اصطلاح روشنفکرانه و فریب کارانه در میان وادادگان فرومایه، میان تهی و اشرافی و شادخواران و خوشگذرانان رفاه طلب و غرب باوران بی‌درد و از خدا بی خبر برای خود پرستیژ کسب کند و ژست آزادیخواهانه بگیرد، چنانکه نوچه های او نیز همین روال را در پیش گرفته اند!
آری نهی از منکر تنها به بی بند و بارها خیابانی محدود نیست وعده های دروغ به مردم دادن از بزرگ ترین منکر است.
گزافه گویی و ادعاهای خلاف واقع و آمارهای نادرست از بزرگترین منکر است. دورویی و بی‌صداقتی با مردم از بزرگترین منکر است. گرانی کمرشکن و افزایش سرسام آور قیمت و بی تفاوتی بعضی از مسئولین در برابر تورم از بزرگترین منکر است. کرنش در برابر زورمداران بین المللی و سازش با جهانخواران از بزرگترین منکر است، بی اعتنایی به آرمان ها و خواسته های مردم و بی تفاوتی در برابر دردها و رنج های ستمدیدگان و توده های محروم از  بزرگترین منکر است. تجلیل و تکریم از چهره های معلوم الحال و بی بند و بار از بزرگترین منکر است، بی تفاوتی و سکوت در برابر فاجعه فرودگاه جده و بی حرمتی به حاجیان ایرانی نشانه بی غیرتی و از بزرگترین منکر است به کار نبستن رهنمودها و هشدارهای مقام معظم رهبری از بزرگترین منکر و خیانت است.
امید است که مسئولان محترم نظام جمهوری اسلامی بنا به فرمان مقام معظم رهبری ملت مسلمان ایران را در متن مذاکرات ایران با (1+5) پیرامون مذاکرات هسته ای قرار دهند. و بیش از این ملت عزیز ایران را در تاریکی و ناآگاهی نگه ندارند.
در پایان لازم می دانم از ملت قهرمان پرور، آگاه، بیدار و با بصیرت ایران سپاس و تقدیر و تشکر کنم که با هشیاری و آگاهی جریان های مختلف کشور را زیر نظر دارد و سره را از ناسره به خوبی باز می شناسد و فریب عناصر ابن الوقت و نان به نرخ روز خور را نمی خورد و با الهام از مکتب امام و رهبری همیشه در صحنه حضور دارد و دست رد بر سینه نامحرمان می زند.