خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
93/12/17 - 10:38 2015/3/8
شناسه خبر : 374

همگرایی آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد! + تصویر سند منتشر نشده به قلم شادروان سید احمد خمینی (5 فروردین 1391)

در دنياي پس‌رفته و افسارگسيخته استكباري و مقام‌پرستي، سوء استفاده از پديده‌هاي گوناگون ديني، علمي، مكتبي، سياسي و... نقش ناروايي دارد و مايه تباهي، روسياهي و گمراهي بسياري از انسان‌ها شده، جنگ‌ها، خون‌ريزي‌ها، ناامني‌‌ها و خيانت‌هاي بي‌شماري به‌بار مي‌آورد.
بايد هميشه در دل همه دست‌اندركاران ... بغض و كينه امريكا محفوظ باشد ـ امام خمينی (ره)
 
سند منتشر نشده به قلم شادروان سيد احمد خميني
همگرايي آقايان هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي‌نژاد!
 
حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی
 
در دنياي پس‌رفته و افسارگسيخته استكباري و مقام‌پرستي، سوء استفاده از پديده‌هاي گوناگون ديني، علمي، مكتبي، سياسي و... نقش ناروايي دارد و مايه تباهي، روسياهي و گمراهي بسياري از انسان‌ها شده، جنگ‌ها، خون‌ريزي‌ها، ناامني‌‌ها و خيانت‌هاي بي‌شماري به‌بار مي‌آورد.
علم و دانش كه مي‌تواند بشر را از عقب‌ماندگي، دهليز تاريكي و تاريك‌انديشي و ذلت و خواري برهاند و به اوج عزت، شوكت و توانايي ژرفي برساند، مي‌بينيم چگونه مورد بهره‌برداري‌هاي نارواي فزونخواهان، سودجويان و نامردان قرار گرفته و سلاح‌هاي ميكروبي و كشتار جمعي، مواد مخدر و بلاهاي خانمانسوز ديگر به ارمغان آورده است.
آيين مقدس خداوندي كه براي سعادت، پيشرفت، آزادي، آسايش و آرامش بشر آمده است، مي‌بينيم چگونه مورد بهره‌گيري نارواي شيادان، رياكاران، دين‌سازان، خرافه‌پرستان رمال و جن‌گير و زورمداران و قدرت‌طلبان قرار مي‌گيرد و ملت‌‌ها را به اختلاف، درگيري و رويارويي با يكديگر مي‌كشاند.
سياست كه به معناي مديريت درست جامعه و اداره امور كشور بر پايه اصول انساني و اخلاقي است مي‌بينيم كه به سياست‌بازي، پشت‌هم‌اندازي، دروغ‌پردازي و بند و بست‌هاي شيطاني بدل شده و بسياري از مردم را از سياست و سياستمداران بي‌سياست بيزار كرده است.
راستي موضع‌گيري‌ها و اظهارنظرهاي مرموزانه و ناهمگوني كه اين روزها از زبان برخي از مسئولان و دولتمردان شنيده مي‌شود چگونه بايد توجيه كرد؟! و شگفت‌آورتر همگرايي و همنوايي برخي از مسئولان را كه تا ديروز مانند جن و «بسم‌الله» از يكديگر گريزان بودند چگونه مي‌توان مورد تحليل و بررسي قرار داد؟ 
رفتارهاي زيكزاكي و گفتارهاي نشخواري برخي از مدعيان همنشيني با امام زمان! و دم‌زدن آنان از برخي شعارهاي كپك‌زده مزدكي ـ اساطيري «مكتب ايراني» آيا نمايانگر اين نكته نيست كه گويا زير پوشش اسلام و انقلاب و عشق به امام زمان بنا است انديشه‌هاي پوسيده و ريسيده ناسيوناليستي، نژادپرستي و باستانگرايي را در برابر اسلام ناب محمدي (ص) زنده كنند و بار ديگر ملت ايران را به خاك مذلت بنشانند؟! و به گفته شادروان جلال آل‌آحمد:
«براي اينكه بتوانند سر جوانان را يك جوري گرم نگه دارند مجبورند بازي‌هايي دربياورند... زردشتي‌بازي، فردوسي‌بازي، كوروش و داريوش‌بازي و... 
آخر اسلام را بايد كوبيد و چه جور؟ اين جور كه از نو مرده‌هاي پوسيده و ريسيده را كه سنت زردشتي باشد و كوروش و داريوش را از نو زنده كنيم و شمايل اورمزدا را بر طاق ايوان‌ها بكوبيم و سرستون‌هاي تخت ‌جمشيد را هرجا كه شد احمقانه تقليد كنيم... و من اگر اين داستان را فردوسي‌بازي مي‌گويم هرگز به قصد هتاكي نيست و نه به قصد اسائه ادب به ساحت شاعري چون فردوسي... » (1)
در اين ميان همگرايي آقايان هاشمي و احمدي‌نژاد نيز تماشايي و خنده‌آور است گويا اشتراك ديدگاه مانند مذاكره با امريكا، رويارويي با مقام معظم رهبري و كمرنگ كردن خط امام و انقلاب اسلامي و... اين دو را به سوي هم كشانده و همنوا كرده است!
البته اعلام موضع آقاي هاشمي پيرامون مذاكره با امريكا و برداشتن پرده از روي نامه‌اي كه درباره امريكا به امام نوشته است، جاي تقدير و تحسين دارد، زيرا ما ساليان درازي بود كه به اين واقعيت پي برده بوديم كه نامبرده به خط و راه و انديشه امام باورمند نمي‌باشد، چنان‌كه مي دانيم نسبت به مقام معظم رهبري نيز تعبد ندارد و امروز مي‌بينيم كه خود او به اين واقعيت اذعان كرد و نشان داد كه بر خلاف يكي از اصول انقلابي امام كه مبارزه آشتي‌ناپذير با شيطان بزرگ است، از زمان‌هاي دور پاي‌بند نبوده و تلاش داشته است تا امام را به سازش با آن ابرقدرت جنايت‌پيشه بكشاند.
من اطمينان دارم كه امام به اين نامه و نظر او هيچ‌گاه پاسخ نداده‌اند. زيرا امام به نظريه‌ها و پيشنهادهايي بها مي‌دادند و براي پاسخ به آن وقت گرانبهاي خود را صرف مي‌كردند كه بر پايه عقل و خرد و انديشه باشد و اين‌گونه نبود كه به هر «لاطائلاتي» پاسخ گويند.
در مواردي كه نظريه‌هايي از روي بيم و هراس و خودباختگي و يا از روي ناآگاهي و ضعف‌ نفس مطرح مي‌شد، امام پاسخ صريح و قاطع خو را در پيام‌ها و سخنراني‌ها مي‌دادند تا عموم مردم و روحانيون را از وسوسه‌ها، سفسطه‌ها و بيم و هراس‌آفريني‌ها برحذر دارند. امام پاسخ نامه آقاي هاشمي را در تاريخ اسفندماه 1367 در پيامي خطاب به حوزه‌هاي علميه، روحانيون سراسر كشور و مراجع و مدرسين و طلاب و امامان جمعه و جماعات، چنين داده‌اند:
... ضرورتي نيست كه در چنين شرايطي ما دنبال ايجاد روابط و مناسبات گسترده باشيم، چرا كه دشمنان ممكن است تصور كنند كه ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقمند شديم كه از كنار اهانت به معتقدات و مقدسات ديني خود ساكت و آرام مي‌گذريم. آنانكه هنوز بر اين باورند و تحليل مي‌كنند كه بايد در سياست و اصول ديپلماسي خود تجديد نظر نماييم و ما خامي كرده‌ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاي تند، يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع‌گرايانه عمل كنيم آنان با ما برخورد متقابل انساني مي‌كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي‌گذارند، اين يك نمونه است كه دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‌انديشي به درآييم و همه‌چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي‌تجربگي نگذاريم... (2)
امام در وصيت‌نامه خويش شيطان بزرگ را به گونه‌اي ترسيم مي‌كند تا انسان‌هاي غيرتمند و باشرافت هيچ‌گاه انديشه رابطه و مذاكره با آن ابرجنايتكار را به خود راه ندهند و بغض و كينه آن را پيوسته در درون خويش بيش از پيش ريشه‌دارتر سازند:
... ملت ما بلكه ملت‌هاي اسلامي و مستضعفان جهان مفخترند به اينكه دشمنان آنان كه دشمنان خداي بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند، درندگاني هستند كه از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايت‌كارانه خود دست نمي‌كشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمي‌شناسند و در رأس آنان امريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده... (3)
نكته در خور اهميت اينكه امام در يك مورد كه مسئولان نظام جمهوري اسلامي نقشه فريب امريكا را دنبال مي‌كردند توصيه و سفارشي مي‌كند:
بايد هميشه در دل همه دست‌اندركاران به خصوص شما كه مسئوليت اين فريب را به عهده گرفته‌ايد بغض و كينه امريكا محفوظ باشد...
اين پيام امام و سفارش به حفظ بغض و كينه امريكا در دل همه دست‌اندركاران نظام جمهوري اسلامي در سال 67 و آن هشدار امام به روحانيان در اسفندماه 67 كه در بالا آمد و نيز آنچه امام در وصيت‌نامه خود درباره امريكا آورده و آن را «تروريست بالذات» خوانده است نشان از اين نكته دارد كه از ديد امام هرگونه رابطه و مذاكره با امريكا مردود و زيانبار است و براي ملت ايران جز ذلت و حقارت و بدبختي و از دست دادن استقلال، آزادي و شرافت و كرامت انساني و سرمايه‌هاي مادي و معنوي برايندي به همراه ندارد. البته اين واقعيت را كساني كه دنبال آسايش و رفاه هستند و به مقام معظم رهبري توصيه مي‌كنند كاري نكنيم كه امريكا به ايران حمله كند و كارخانجات و صنايع ما را بمباران كند نمي‌توانند برتابند چنانكه امام اعلام كردند:
... بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت‌طلبي، بحث دنياخواهي و آخرت‌جويي دو مقوله‌اي است كه هرگز با هم جمع نمي‌شوند و تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند... (4)
بي‌ترديد مبارزه در راه پاسداري از استقلال و آزادي و ديگر آرمان‌هاي مقدس انقلاب اسلامي و ايستادگي روياروي امريكا و ديگر جهانخواران براي ملت ايران ارزان تمام نمي‌شود، و ارزان تمام نشده است ليكن اين راهي است كه ملت سربلند ايران آن را برگزيده و پاي آن ايستاده است، چنانكه امام به آن اشاره دارند:
... هيچ‌كس هم نيست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دنياي امروز و پايه‌ريزي فرهنگي جديد بر مبناي اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامي با امريكا و شوروي، فشار و سختي و شهادت و گرسنگي به دنبال دارد و مردم ما اين راه را خود انتخاب كرده‌اند و بهاي آن را هم خواهند پرداخت و بر اين امر افتخار مي‌كنند... (5)
طرح اين شبهه كه «مگر اروپا با امريكا، چين با امريكا و روسيه با امريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند»! دنباله سياست شيطاني است كه در همان نخستين سال‌هاي آغاز نهضت امام از سوي سازمان‌هاي جاسوسي امريكا، رژيم صهيونيستي و ساواك و از زبان روحاني‌نماها و آخوندهاي درباري زير عنوان «الكفرمله واحده» مطرح شد تا مبارزه امام با امريكا و رژيم صهيونيستي را ناكام و عقيم گذارند ليكن از اين ترفند طرفي برنبستند و امام در پيامي اين نقشه را چنين برملا كردند:
... من از كلمه الكفرمله واحده كه از سازمان‌ها به دست و دهان‌ها افتاده متأسفم اين كلام برخلاف نص كلام‌الله و براي پشتيباني از اسرائيل و عمال اسرائيل است مقدمه شناسايي اسرائيل است... (6)
بگذريم از اينكه مقايسه ميان امريكا و ديگر ابرقدرت‌ها قياس مع‌الفارق است و كافر حربي و غير حربي در اسلام يكسان نيستند و طرح اين‌گونه شبهه‌ها و ديدگاه‌هاي خام و ناپخته آبي است كه به آسياب دشمن ريخته مي‌شود و خوراك چرب و نرمي براي دستگاه تبليغاتي دشمنان اسلام و ايران فراهم مي‌سازد و شايد چراغ سبزي به دشمن.
 
 
در پايان به عنوان «ختامه مسك» بخش‌هايي از رهنمودهاي علمي و ارزشمند مقام معظم رهبري را در پي مي‌آوريم: 
... و اما مسئله‌اي كه اين‌ روزها در سطح جمعي از اهل فكر و اهل نظر در جريان است مذاكره و مذاكره نكردن است ...
من معتقدم آن كساني كه فكر مي‌كنند ما بايد با رأس استكبار ـ يعني امريكا ـ مذاكره كنيم، يا دچار ساده لوحي هستند، يا مرعوبند. 
من بارها اين نكته را عرض كرده‌ام كه استكبار، بيش از اينكه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي‌خورد... مذاكره يعني چه... مذاكره در عرف سياسي يعني معامله، مذاكره با امريكا يعني معامله با امريكا، معامله يعني داد و ستد يعني چيزي بگير، چيزي بده. تو از انقلاب اسلامي به امريكا چه مي‌خواهي بدهي تا چيزي از او بگيري؟ آن چيزي كه شما مي‌خواهيد به امريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزي بگيريد چيست؟ 
امريكا از هيچ چيز ملت ايران به قدر مسلمان بودن و پاي‌بند بودن به اسلام ناب محمدي (ص) ناراحت نيست، او مي‌خواهد شما از اين پاي‌بندي‌تان دست برداريد.
 
پاورقی ها
1- جلال آل‌آحمد؛ در خدمت و خيانت روشنفكران،‌ چاپ سوم، انتشارات رواق، 1343، ص 324ـ 325.
2- صحيفه امام؛ جلد 21، ص 291.
3- صحیفه امام، جلد 21، ص 398.
4- صحیفه امام، جلد 21، ص 86.
5- صحيفه امام؛ ج2، ص 327.
6- درباره شعار الكفرمله واحده و پيام افشاگرانه امام: نك نهضت امام خميني، دفتر اول، چاپ 18، ص 985 ـ 980.