کلام حضرت امام

iranemoaser.com

روزشمار انقلاب اسلامی

iranemoaser.com

مسئله فلسطین

iranemoaser.com

چاپ
شناسه خبر : 254
93/12/4 - 16:53 - 2015-2-23 15:53:07

دكتر حميد روحاني در گفتگو با خبرنگار روزنامه جام جم

انتشار خاطراتي چون نوشته‌هاي صادق طباطبايي، تحريف تاريخ و زير سؤال بردن شخصيت و اراده حضرت امام (ره) است.

آنچه كه اكنون بسيار خطرناك شده است و در جهت تحريف تاريخ موثر واقع مي‌شود، خاطرات درحال انتشار است. در خاطراتي كه الان منتشر مي‌شود چند اشكال وجود دارد؛ يكي اين‌كه افراد دچار اشتباه مي‌شوند. مثلا يك مساله‌اي را كه به 15 خرداد مربوط بوده است به دوران انقلاب ربط مي‌دهند يا بالعكس. بخشي از اين اشتباهات به اين دليل است كه سن افراد، كمي بالا رفته و ممكن است بعضي مسائل را فراموش كرده باشند. اين مساله قابل تحمل است اما بعضي‌ها وقتي خاطرات خود را منتشر مي‌كنند دچار نوعي خودنمايي، خودبيني و منيت مي‌شوند و دائما سعي مي‌كنند خودشان را در حوادث به نحوي بالا‌ببرند و نشان دهند كه در تاريخ و انقلاب نقش داشته‌اند. هر چه هم مي‌گويند، احساس مي‌كنند كم است و بر آن فزوني مي‌بخشند و حتي سعي مي‌كنند خود را همتاي امام نشان دهند يا اين‌كه حتي طوري وانمود كنند كه هرچه او مي‌گفته، امام اجرا مي‌كرده است. اين چيز خطرناكي است و واقعا مي‌تواند در آينده، تاريخ را به چالش بكشاند. اين مساله بسيار وحشتناك، يكي دو تا هم نيست و اكثر خاطراتي كه الان منتشر مي‌شود يا دچار همان اشتباهات تاريخي است كه عرض كردم يا دچار همين موضوع دوم است كه جنبه خيانت دارد. بيشتر چيزهايي كه الان در خاطرات در كشور ما منتشر مي‌شود و جنبه تحريف دارد مربوط مي‌شود به نفسانيات آدم‌ها. طرف مي‌خواهد خودش را بزرگ كند و كارهاي خودش را جلوه دهد و مي‌آيد رطب و يابس را به هم مي‌بافد كه به اصطلاح بتواند نقش و موقعيت خودش را عظيم جلوه دهد. از اين مساله نمي‌توان به عنوان مانعي براي تاريخ‌نگاري ياد كرد بلكه اين كار نوعي تحريف تاريخ است كه متاسفانه خيلي هم شديد وجود دارد.
الان بعضي از بزرگاني كه خاطرات خود را منتشر كرده‌اند به هر حال در انقلاب نقش اساسي داشته‌اند و طبيعي است كه در خاطراتي كه ذكر مي‌كنند به خاطر اين‌كه شواهد و برداشت‌هاي خود را از حوادث نقل مي‌كنند، خودشان هم در اين خاطرات نقش محوري داشته باشند. آيا نمي‌توان از اين ديد به قضيه نگاه كرد؟
خب اگر او حضور داشته است ديگران هم حضور داشته‌اند. ضمنا وقتي كه يك نفر شناختي از جامعه و شخصيت‌ها دارد نمي‌تواند باور كند كه مساله به اين شكل است. من مثالي براي شما مي‌زنم. آقاي صادق طباطبايي در خاطرات خود كه از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام منتشر شده است، مي‌گويد كه من در نجف رفتم و به امام گفتم كه آقاي روحاني، امام موسي صدر را صهيونيست مي‌داند. امام با شنيدن اين حرف بسيار ناراحت شد و چندين بار بر زانويش زد و شب هم هنگامي كه داشت نماز مي‌خواند، در نماز شك كرد. يعني موقع نماز جماعت مغرب و عشا، در نماز شك كرد. اين سخن آقاي صادق طباطبايي اين‌طور وانمود مي‌كند كه امام اين‌قدر بي‌اراده است كه نمي‌تواند در برابر آدمي چون سيدحميد روحاني كه اين‌طور بي‌پروا در مورد امام موسي صدر صحبت كرده است، بايستد و در دهان او بزند. بعد هم مي‌بينيم كه حميد روحاني در كنار امام مي‌ماند و در پاريس هم در كنار اوست و به ايران هم مي‌آيد و بعد هم امام به او حكم مي‌دهد.
حالا اگر يك آدمي نسبت به امام شناخت داشته باشد آيا نمي‌گويد كه امام اينقدر ضعيف‌النفس و بي‌اراده نبوده است كه نتواند در مقابل آدمي مانند سيدحميد روحاني كه چنين اهانتي به بزرگان مي‌كرده است، بايستد. آيا تنها عكس‌العمل امام اين بوده است كه به زانويش بزند و بعد برود در نماز شك كند؟ اگر مخاطب كمي توجه داشته باشد اين موضوع را در كنار خاطره‌اي مي‌گذارد كه آقاي رسولي نقل مي‌كند.
ايشان مي‌گويد وقتي كه امام از زندان آزاد شد من به اتفاق ديگر افرادي كه در بيت امام بوديم، همچون آقايان توسلي و صانعي، يك روز خدمت امام رسيديم. به ايشان عرض كرديم كه ما از آغاز مبارزه و حتي قبل از آن در خدمت شما بوده‌ايم و الان هم هستيم. اما ممكن است شما ورود ما را در اينجا به مصلحت ندانيد و به خاطر رودربايستي ما را تحمل كنيد. ما به اينجا آمده‌ايم تا اگر حضرتعالي، حضور ما را صلاح نمي‌دانيد بفرماييد تا همين الان برويم. امام فرمودند كه اگر من روزي تشخيص بدهم كه حضور شما در اينجا به مصلحت نيست، يك لحظه‌ هم شما را تحمل نمي‌كنم، الان هم بلند شويد و دنبال كارتان برويد [و کارتان را در همین جا ادامه بدهید].
امام كه اينقدر قاطع است و در مورد افرادي چون رسولي محلاتي كه عمري با ايشان بوده‌اند چنين صحبت مي‌كند آن وقت در نجف راجع به چنين آدمي كه نسبت به بزرگان توهين مي‌كند سكوت مي‌كند و او را در كنار خود نگه مي‌دارد؟ اين يك تحريف تاريخ است و در تاريخ مي‌ماند. 50 سال بعد، يك نفر كه نسبت به امام شناخت ندارد و اين مطالب را بررسي مي‌كند اينطور فكر مي‌كند كه امام در محاصره بوده است و نمي‌توانسته در مقابل افرادي كه دور و برش بوده‌اند موضع قاطعي داشته باشد به غير از اين كه اظهار تاسف كند. مثل خيلي‌هاي ديگر كه اطرافيان ناباب دارند اما اينها را تحمل مي‌كنند و حتي از طرف آنها هم هدايت مي‌شوند. اينها نمونه‌هايي است كه در خاطراتي كه منتشر مي‌شود وجود دارد و خيانتي است به امام و تاريخ. از اين نمونه‌ها هم زياد داريم و شما روي هر كدام از اين كتاب‌هاي خاطرات كه دست بگذاريد يا حاوي اشتباهات فراوان است يا اين كه از همه بدتر حاوي اين گونه غرض‌ورزي‌هاست. حالا آقاي صادق طباطبايي فكر مي‌كرده است كه من را زير سوال مي‌برد اما در حقيقت امام را زير سوال برده است. من اگر در مورد امام موسي صدر چنين ديدي داشته باشم كه البته نعوذبالله هرگز چنين نبوده است، مشكلي براي من ايجاد نمي‌شود و امام موسي صدر پيامبر خدا نيست كه اگر من نسبت به او ديد منفي داشته باشم مرتد بشوم. اما اينجا امام زير سوال رفته است كه چنين آدمي در كنار او بوده است و امام فقط به زانوي خودش زده است. امام اصلا اهل اين حرف‌ها نبود و اگر چنين اتفاقي افتاده بود و آقاي طباطبايي چنين مطلبي را به ايشان اطلاع داده بود، بلافاصله من را مي‌خواست و در دهانم مي‌زد و مي‌گفت برو ديگر اين طرف‌ها پيدايت نشود. ديگر هم حق نداري پايت را در خانه من بگذاري. امام چنين شخصيتي داشت و حركاتي چون به زانو زدن و غصه خوردن با روش امام نمي‌خواند. اما طرف براي اين‌كه مرا زير سوال ببرد، امام را زير سوال مي‌برد و اينها هم در تاريخ مي‌ماند و موسسه تنظيم و نشر آثار امام هم كه به اصطلاح حامي انديشه‌هاي امام و راه و خط امام است چنين مطالبي را منتشر مي‌كند. اينها چيزهايي است كه بسيارخطرناك و دردناك است.

منبع: روزنامه جام جم ـ 4 ارديبهشت 1390

 

کلید واژه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید

نامه حضرت امام

iranemoaser.com

کتاب نهضت امام خمینی

iranemoaser.com

نقد کتاب

iranemoaser.com

گفتنی ها و دانستنی ها

گفتنی ها و دانستنی ها