کلام حضرت امام

iranemoaser.com

روزشمار انقلاب اسلامی

iranemoaser.com

مسئله فلسطین

iranemoaser.com

چاپ
شناسه خبر : 179
93/12/3 - 15:15 - 2015-2-22 14:15:32
 سلسله مقالاتي كه در آن، خاطرات جناب حاج آقاي منتظري نقد و بررسي مي‌شود و تحريفات آن افشا مي‌گردد، الحق و الانصاف خيلي قابل استفاده است و نمي‌گذارد تحريفاتي كه در اين خاطرات شده است در ذهن خوانندگان تأثير سوء بگذارد و بدگماني براي آنها درست كند. اما اگر يك كار ديگر هم مي‌كرديد خيلي ارزش كار را بالا مي‌برد. اگر موافقت مي‌نموديد كه جواب آقاي منتظري هم در فصلنامه درج شود واقعا حرف نداشت و اتمام حجت براي همه بود و ضمنا آنها هم نمي‌توانستند بگويند تنها به قاضي مي‌روند و راضي بر مي‌گردند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
   فصلنامه 15 خرداد براي چاپ پاسخ‌هاي علمي و منطقي از جانب نامبرده، آمادگي كامل دارد. ليكن تا آنجا كه تجربه نشان داده است او و شبكه حاكم در بيت او و اصولا همه كساني كه به بيراهه مي‌روند، هيچ‌گاه به خود رخصت نمي‌دهند با استدلال علمي و منطقي با اهل علم و قلم روبه‌رو شوند. آنها به كاستي‌ها و ضعف‌هاي خود بهتر از ديگران واقف‌اند و مي‌دانند اگر به گفتگو، مناظره، مباحثه و تضارب افكار با اهل نظر بپردازند واقعيت‌ها آشكار شده و تحريفات آنها نمايان مي‌شود. از اين رو، از هر گونه پاسخ به اشكالات و انتقادات گريزانند. 
آقاي منتظري اگر انتقادپذير بود و تحمل ايراد و اشكال مشفقانه دوستان ديرينه خود را داشت به نامه هشداردهنده و انتقادآميز آقايان كروبي، امام جماراني و روحاني پاسخ مي‌داد و اگر پاسخ كتبي به آنان را مصلحت نمي‌ديد، مي‌توانست به طور شفاهي و حضوري با تفاهم و صفا و صداقت مشكل را حل كند. چه بسا در مواردي اشكال وارد بود و او متواضعانه مي‌پذيرفت و متقابلا در مواردي پاسخ او نويسندگان آن نامه را قانع مي‌كرد و نشان مي‌داد كه در برابر انتقاد و حتي اعتراض بردباري و شكيبايي دارد و انتقادپذير است. ليكن او نه تنها چنين نكرد بلكه پاسخي داد كه از بي‌تحملي‌اش در برابر انتقاد و پرسش نشان داشت. پاسخ او چنين بود:
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
حضرات حجج اسلام آقايان مهدي كروبي و امام جماراني و سيد حميد روحاني دامت افاضاتهم
پس از سلام و تحيت
نامه مورخه 29/11/67 شما آقايان واصل شد. ضمن تشكر از توجه شما نسبت به اين‌جانب ناچارم تأسف عميق خود را ابراز دارم كه چرا سه نفر از بزرگاني كه متصدي امور مهمي در كشور مي‌باشند و مخصوصا مسئول و متصدي حفظ ارزش‌هاي تاريخي انقلاب و كشور، اين مقدار از مسائل و واقعيات بي‌اطلاع باشند كه منشأ قضاوتشان بافته‌ها و نقليات شايعه‌سازان مغرض و حدسيات افراد بي‌اطلاع به اصطلاح اطلاعاتي باشد به نحوي كه در يك نامه چندين تهمت و دروغ واضح وجود داشته باشد. و تعجب من از اين است كه آقايان انتظار دارند من درك و فهم خود را كنار بگذارم و تسليم جوسازي‌ها شوم. خداوند همه ما را از خطاها و لغزش‌ها و اشتباهات حفظ فرمايد. 
والسلام عليكم و رحمت‌الله و بركاته - 1/12/67 - ‌حسينعلي منتظري
دنباله اين نامه درخور توجه بيشتري است:
 
بسمه تعالي
 
نامه فوق در تاريخ فوق به عنوان جواب نامه آقايان نوشته شد ولي پس از مشورت از باب «امت الباطل بترك ذكره» فرستاده نشد، ولي چون آقايان نامه خود را كه متضمن اكاذيبي است در بولتن‌هاي خبري چاپ كرده‌اند، لازم شد به عنوان دفاع از خود اجمالا فرستاده و نشر شود. 
والسلام علي من اتبع الهدي - 25/1/1368 - حسينعلي منتظري
 
 
اگر در اين فصلنامه براي چاپ نامه نامبردگان فوق به آقاي منتظري مجالي بود، حتما آن نامه را منعكس مي‌كرديم تا خوانندگان انديشمند ما تفاوت نامه آقايان و پاسخ او را به درستي دريابند و با برخوردهاي غير منطقي او بهتر آشنا شوند. 
آقاي منتظري در اين پاسخ‌نامه خود بدون اينكه با نويسندگان آن نامه بنشيند و منشأ انتقاد، اعتراض و اشكالات آنان را به دست آورد «رجما بالغيب» به آنان چندين اتهام وارد كرده است كه بررسي آن در جاي ديگر خواهد آمد. او نه تنها به پرسش‌هاي جدي و انتقادات اصولي نويسندگان آن نامه پاسخ نداده است بلكه حتي اين نامه اتهام‌آميز را نيز بنا بر نظر شبكه حاكم در بيت خود نمي‌خواسته است براي آنان ارسال دارد! اين‌گونه برخوردها و موضع‌گيري‌هاي منفي و شكننده از اين واقعيت نشان دارد كه جناب آقاي منتظري هيچ انتقادي را نمي‌پذيرد و حتي براي پاسخ منطقي به انتقادات نيز آمادگي ندارد. 
اگر در آن روز، نامبرده به هشدارنامه دوستان دلسوز و علاقه‌مند مخلص توجه مي‌كرد و عوامل نفاق و شقاق را از بيت خود مي‌راند، شايد كار به عزل او كشيده نمي‌شد و آن مصائب را براي او به دنبال نمي‌آورد. 
آقاي منتظري نه تنها از كنار هشدارنامه دوستان دلسوز خود، نسنجيده گذشت و پرسش‌هاي منطقي آنان را با حربه اتهام و افترا بي‌پاسخ گذاشت، بلكه در مورد رنج‌نامه مرحوم حجت‌الاسلام حاج سيد احمد خميني (رحمت الله عليه) نيز همين حربه اتهام را به كار گرفت و ادعا كرد كه: ... بسياري از اين حرف‌ها دروغ و شانتاژ است و پشت صحنه، اغراض ديگري در كار بوده است... (١) 
تنها آقاي منتظري و شبكه حاكم در بيت او نيستند كه از پاسخگويي به پرسش‌هاي منطقي و انتقادات سازنده علمي گريزانند بلكه همه كساني كه راهشان از مردم جداست به همين درد مبتلايند. از رويارويي و بحث و گفتگو با اهل نظر حذر مي‌كنند. از حضور در ميز مذاكره و مناظره مي‌گريزند، از پاسخ به پرسش‌هاي علمي و منطقي طفره مي‌روند و با جوسازي مي‌كوشند كه ضعف علمي و لغزش‌هاي خود را پنهان و پوشيده دارند. 
همين مسأله را در عملكرد «قبض و بسط»‌نويسان و گريز آنان از مناظره و مذاكره با مردان دانش و انديشه نيز مي‌توان ديد.
هواداران دكتر علي شريعتي نيز كه در برابر اسناد منتشر شده خود را خلع سلاح مي‌بينند و نمي‌توانند با شيوه علمي و منطقي با اصحاب تحقيق و تاريخ مواجه شوند با حربه جوسازي و دروغ‌پردازي مي‌كوشند كه آنان را از بت‌شكني باز دارند. 
اخيرا يكي از اعضاي سابق «نهضت آزادي» و از هم‌فكران سركرده‌هاي منافقين كه روزگاري در نجف و بيروت در اطراف امام و ياران امام پرسه مي‌زد تا آبرو و اعتباري كسب كند (٢) پس از گذشت بيش از ده سال از انتشار اسناد پشت پرده شريعتي، از آنجا كه راه علمي و منطقي براي به زير سؤال بردن آن اسناد نيافته است، به شيوه سردمداران نظام فرعوني و طاغوتي به اتهام رو آورده و ادعا كرده است: «با متهم‌كننده دكتر ماجراهايي دارم كه صحيح نيست بنويسم»!!
ما نمي‌دانيم متهم‌كننده شريعتي از ديد او كيست و موضوع اتهام به دكتر چيست؟ ليكن نكته درخور توجه اين است كه متأسفانه در ميان شماري از روشنفكرمآبان كشور ما هنوز فرهنگ شاهنشاهي كه همان فرهنگ زور و شانتاژ و پرونده‌سازي و جوسازي است، كم و بيش وجود دارد و چنان‌كه مي‌بينيم اين پرورش‌يافته فرهنگ شاهنشاهي‌ نه تنها آدم‌كشي را از آن رژيم پوسيده به ارث برده، بلكه پيرايه‌تراشي و جوسازي بر ضد حق‌گويان و حق‌پويان را نيز از آن رژيم به خوبي آموخته و به كار بسته است.
رژيم شاه و ساواك در برابر نداي آسماني و منطقي مردان دانش و انديشه و راست‌قامتان فرهيخته به بهتان‌تراشي و پرونده‌سازي دست مي‌زدند و تلاش مي‌كردند با اتهام و افترا صداي مردان خدا را خاموش كنند و از برملا شدن زشتي‌ها، پلشتي‌ها و نادرستي‌هاي خود پيشگيري كنند!
پرورش‌يافتگان آن فرهنگ منحط نيز امروز در برابر منطق و برهان به دروغ‌‌پردازي و پشت هم‌اندازي متشبث مي‌شوند و گمان دارند با حربه تهمت و شايعه‌سازي مي‌توانند بت خود را سر پا نگه دارند و اسناد تاريخي را به زير سؤال ببرند و ننگ را با رنگ بزدايند.
براي روشن‌تر شدن اين واقعيت كه اين به اصطلاح روشنفكران كشور ما چگونه از تضارب افكار و گفتگوي‌هاي علمي و استدلالي گريزانند، خاطره‌اي را كه جناب آقاي روحاني در اين زمينه دارند، بي‌كم و كاست در اينجا بازگو مي‌كنيم و داوري را به خوانندگان انديشمند وامي‌گذاريم. 
آقاي روحاني روايت مي‌كند كه پيش از چاپ جلد سوم كتاب نهضت امام خميني و انتشار اسناد دكتر علي شريعتي، حجت‌الاسلام آقاي موسوي خوئيني‌ها پيشنهاد دادند كه خوب است آن اسناد در ميزگردي با چند تن از هواداران شريعتي در ميان گذاشته شود كه اگر آنان در برابر آن اسناد دفاعي از شريعتي دارند مطرح كنند و نظر طرفين از نوار پياده شود و در روزنامه سلام عينا به چاپ برسد تا در معرض قضاوت عموم خوانندگان قرار گيرد. آقاي روحاني از اين پيشنهاد استقبال مي‌كند و آمادگي خود را براي هر گونه مذاكره و مناظره در اين مورد اعلام مي‌دارد. ديري نمي‌پايد كه روزي آقاي عباس عبدي از طرف آقاي موسوي خوئيني‌ها به ايشان زنگ مي‌زند و ايشان را به جلسه‌اي در دفتر روزنامه سلام دعوت مي‌كند. در آن جلسه كه آقاي موسوي خوئيني‌ها و آقاي عبدي حضور داشته‌اند به آقاي روحاني مي‌گويند كه دو تن از هواداران «پر و پا قرص» شريعتي به نام‌هاي آرمين و آغاجري براي دفاع از شريعتي در برابر اسنادي كه شما در دست داريد اعلام آمادگي كرده‌اند و نظر وي را براي نشست و گفتگو با نامبردگان جويا مي‌شوند. 
ايشان در پاسخ اظهار مي‌دارد من هيچ‌كدام از اين آقايان را نمي‌شناسم (٣) با وجود اين براي نشست، گفتگو و مناظره با آنان آماده‌ام. از آقاي روحاني سؤال مي‌شود آيا شرط و شروطي هم داريد؟ ايشان پاسخ مي‌دهد تنها شرط من اين است كه مطالب مطرح شده در ميزگرد، بي‌كم و كاست در روزنامه سلام به چاپ برسد. قرار مي‌شود روز و ساعت نشست و محل آن مشخص گردد و از آقاي روحاني براي حضور در آن نشست دعوت به عمل آيد. چندي مي‌گذرد و خبري نمي‌رسد. تا اينكه آقاي خوئيني‌ها در ملاقاتي با آقاي روحاني اظهار مي‌دارد: «نامردها زدند زيرش»!! 
 
پاورقي
1. خاطرات منسوب به آقاي منتظري، ص597.
٢. او نه تنها در آن روز با نزديك كردن خود به امام و روحانيان همواره مي‌كوشيد موقعيتي به دست آورد، بلكه اكنون نيز با دروغ‌پردازي و نارواگويي تلاش دارد از چهره روحانيان وابسته به امام سوء‌استفاده كند. در همين يادداشت سراپا دروغ خود ادعا مي‌كند كه در نجف در منزل دكتر صادقي بوده است! در صورتي كه اقامت او در نجف در منزل شخصي بود كه طبق اسناد به دست آمده پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از منابع ساواك بود و اتفاقا نامه عليه مرحوم سيد محمد روحاني نيز توسط همان شخص جعل شده بود و شايد اين ميهمان محترم نيز در جعل آن نامه با ميزبان خود همدستي كرده است؟!
٣. عمدتا بعد از دوم خرداد 1376، نام اين قبيل افراد توسط برخي مطبوعات جهت‌دار تبليغ و ترويج شد.
 

اضافه کردن دیدگاه جدید

نامه حضرت امام

iranemoaser.com

کتاب نهضت امام خمینی

iranemoaser.com

نقد کتاب

iranemoaser.com

گفتنی ها و دانستنی ها

گفتنی ها و دانستنی ها